|
خاطره عجیب آقای روانشناس |
|
 از یک دکتر روانشناس که سالهای زیادی را صرف معالجه افراد افسرده کرده بود، پرسیدند: در طول این سالها که بیماران افسرده، به شما مراجعه کردهاند، تا حالا شده با بیمار عجیبی هم روبهرو شده باشید؟
جواب داد: بله! یکی از عجیبترین خاطراتم در پارک اتّفاق افتاد. قضیه از این قرار است که یک روز تعطیل، در پارک نشسته بودم و روزنامه میخواندم. هوا آفتابی و دلپذیر بود. در همین وقت، شخصی نزدیک شد و گفت: سلام آقای دکتر!».
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
 حتما تا به حال برایتان پیش آمده كه از صبح كه از خواب بیدار میشوید، خیلی پكر و دلتنگ و بیحوصله باشید. این روزها واقعا روزهای وحشتناكی هستند، همه چیز خستهكننده و كسلكننده است و انگار همه چیز علیه شما پیش میرود. در چنین روزهایی احتمالا شما هم آنطور كه باید، برای شادی و سرحالی خودتان تلاش نكردهاید. مثلا كوچكترین كار برای تقویت روحیه، لبخندزدن است. آیا شما در چنین حالاتی آن را امتحان كردهاید یا اینكه اصولا معتقدید در اوج خستگی و كسلی، لبخند فایده ندارد و دردی را درمان نمیكند؟ برای مقابله با این روزهای كسالتآور، توصیه میكنیم تا مدتی راههای پیشنهادی ما را امتحان كنید. مطمئن باشید دیگر روزهای كسالتبار و خستهكننده را نخواهید دید.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
شور و شوق خود را تغذيه كنيد. |
|
 احساسات نقش اساسي در ايجاد انگيزه بازي مي كنند. احساسات قدرت بزرگي اند كه مي توانند در راندن ما به هدف كمك كنند.
شور و هيجان يك حس است پس بايد آنرا تقويت كرد.
خود را به گونه اي مهيا كنيد كه گويي براي رسيدن به هدف، ولع سيري ناپذيري داريد. و البته فرقي نمي كند چه هدفي داريد. هر كاري كه بر احساسات شما اثر مثبت دارد انجام دهيد و از آنها براي رسيدن به هدف خود كمك كنيد.
|
|
ادامه مطلب...
|
|

ما معمولاً در تخمين زمان عملي كردن افكار خود دچار اشتباه مي شويم. مثلاً براي رسيدن به هدفي كه چندين سال زمان نياز دارد، تاخمين چند ماهه مي زنيم. و نتيجه آن مي شود كه خيلي زود از كار خود نا اميد و در نهايت پشيمان مي شويم. و همه آن تلاش ها و رويا ها را بيهوده فرض مي كنيم. غافل از اينكه در محاسبات خود كمي اشتباه كرده ايم.حقيقت اين است كه براي رسيدن به بسياري از اهداف بزرگ بايد بيش از يك سال سعي و تلاش كرد. هيچ دليلي وجود ندارد كه زمان رسيدن به هدف را طولاني تر در نظر نگيريم. تصور كنيد اگر 10 سال گذشته را بر روي يك هدف خاص كار كرده بوديد اكنون در چه موقعيتي بوديد. در اين صورت نحوه زندگي، تلاش، آموختن و... شما چه تفاوتي با اكنون داشت.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
 اين داستان در مورد يك پسر خرد سال است كه به علت ابتلاء به سرطان در سن سه سالگي بينايي خود را از دست داد. اين پسر « بن آندروود » نام داشت.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
|
|
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>
|
|
صفحه 4 از 14 |