يكشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۰۳:۴۰


مجله الکترونیکی موفقیت مستقل از هر سازمان ، گروه ، تشکل سیاسی عمل میکند . این سایت هیچ گونه ارتباطی با دو هفته نامه موفقیت (آقای حلت) ندارد و در راستای ایجاد و گسترش نشریات آنلاین فعالیت می کند .

اطلاعیه مهم :جهت بالا بردن کیفیت مطالب سایت و تشویق اعضا به ارسال مطلب و مکتوب کردن دانش خود در زمینه های کاری سایت و همچنین گسترش فرهنگ مطالعه از این پس به کاربرانی که حداقل سه مطلب ارسالی و تایید شده داشته باشند یک کارت تخفیف اهدا خواهد شد .  این کارت تخفیف باعکس خود کاربر خواهد بود و لوگوی سایت نیز در پشت ان درج خواهد شد .چندین هزار مرکز خدماتی و فروشگاهی  پذیرنده این کارت هستند . و به همراه کارت، کاتالوگ لیست فروشگاهای طرف قرارداد با مشخصات انها نیز اعطا خواهد شد .این کارت صرفا جهت تشویق کاربران به گسترش کمی و کیفی مطالب سایت به کاربران فعال  ارائه می شود و استفاده ابزاری و تبلیغاتی از آن مجاز نمی باشد .



اگهی

آگهی
آگهی

تماس با ما

مرد آهنگر


شیوانا جعبه ای بزرگ پر از مواد غذایی و سکه وطلا را به خانه زنی با چندین بچه قد ونیم قد برد . زن  خانه وقتی بسته های غذا و  پول  را دید  شروع  کرد به  بدگویی  از همسرش و گفت:  " ای  کاش همه  مثل شما  اهل معرفت و  جوانمردی  بودند.  شوهر  من  آهنگری  بود ،  که  از روی بی  عقلی دست  راست ونصف صورتش را در یک حادثه  در کارگاه  آهنگری  از دست  داد  و  مدتی  بعد  از سوختگی علیل و  از کار افتاده  گوشه خانه افتاد  تا درمان شود. وقتی  هنوز مریض  و  بی  حال  بود  چندین بار در مورد برگشت سر کارش با او  صحبت کردم ولی  به جای  اینکه دوباره  سر کار  آهنگری  برود  می گفت  که  دیگر با  این بدنش  چنین  کاری  از  او  ساخته نیست و تصمیم دارد  سراغ  کار  دیگر برود . من هم که  دیدم او  دیگر به درد ما  نمی خورد ،  برادرانم را صدا زدم  و با کمک آنها  او از خانه و دهکده بیرون انداختیم تا لا اقل خرج اضافی او را تحمل  نکنیم .  با رفتن او ،  بقیه  هم  وقتی  فهمیدن وضع ما  خراب شده  از ما فاصله  گرفتن و امروز که شما  این بسته های  غذا و پول  را   برایمان آوردید  ما به شدت به آنها نیاز داشتیم . ای کاش همه  انسانها مثل شما جوانمرد و اهل معرفت بودند! "شیوانا تبسمی کرد وگفت :" حقیقتش من  این  بسته ها  را  نفرستادم  .  یک  فروشنده  دوره گرد امروز صبح  به مدرسه  ما  آمد  و از من خواست  تا   اینها را به شما بدهم  و  ببینم حالتان خوب هست یا نه !!؟ همین!
"شیوانا این  را گفت  و از زن  خداحافظی  کرد  تا برود . در  آخرین  لحظات  ناگهان  برگشت  و  ادامه  داد:

راستی یادم رفت بگویم که دست راست و نصف صورت این فروشنده دوره گردهم سوخته بود

 
لیاقت اشک


زن جوانی همراه همسرش کنار دیوار ایستاده بود و به شدت اشک می ریخت . شیوانا از مقابل آنها عبور کرد . وقتی گریه زن را دید ایستاد و علت را از او پرسید.
زن گفت : همسرم جوان است و گاه گاه با کلامی زشت مرا می رنجاند!
او مرد لایق و خوبی است و تنها عیبی که دارد بد دهنی و زشت کلامی اوست که گاهی مرا به گریه وا می دارد.
شیوانا با تاسف سری تکان داد و خطاب به مرد گفت :
هیچ انسانی لیاقت اشک های انسان دیگر را ندارد و اگر انسان لایقی در دنیا پیدا شد او هرگز دلش نمی آید که دل دیگری را به درد و اشک او را در آورد.

 
تمام لذت


شیوانا از روستایی می گذشت . به دو کشاورز بر خورد می کند . هر یک از او می خواهند که دعایی برایشان داشته باشد ... شیوانا رو به کشاورز اول می کند و می گوید : تو خواستار چه هستی ؟
می گوید من مال و منال می خواهم که فقر کمرم را خم کرده است ... شیوانا می فرماید برو که هستی شنواست و اگر هین خواسته را از درونت بخواهی به آن می رسی و نیازی به دعای چون منی نداری .... رو به دهقان دوم می کند که تو چه ؟

ادامه مطلب...
 
آن یک نفر

 
در یک غروب زمستانی شیوانا از جاده خارج دهکده به سمت روستا روان بود. در کنار جاده مردی را دید که زخمی روی زمین افتاده است و کنار او چند نفر درحال تماشا و نظاره ایستاده اند. شیوانا به جمعیت نزدیک شد و پرسید:" چرا به این مرد کمک نمی کنید؟!؟"
جمعیت گفتند:" طبق دستور امپراتور هرکس یک فرد زخمی را به درمانگاه ببرد مورد بازپرسی و آزار قرار می گیرد. چرا این دردسر را به جان بخریم. بگذار یک نفر دیگر این کار را انجام دهد. چرا ما آن یک نفر باشیم؟!"

ادامه مطلب...
 
زیبایی شرط نیست


یکی از شاگردان شیوانا غمگین و افسرده کنار جویبار نشسته بود و با چوب به سطح آب می زد. شیوانا کنارش نشست و احوالش را پرسید. پسر جوان گفت:” به دختری علاقه مند شده ام که صاحب جمال است و معصوم و با شرم. اما همان طوری که می بینید من بهره ای از زیبایی نبرده ام و پسران زیادی در این دهکده هستند که از من زیباترند. به همین خاطر خوب می دانم که هرگز جرات نخواهم کرد عشقم را به او ابراز کنم و باید به خاطر زیبا نبودن او را فراموش کنم!”

ادامه مطلب...
 
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 7 از 14


طراحی قالب - هاستینگ جوملا

قالب خبری تابناک هزاره طراحی وب سایت جومینا